برادران : مواظب باشيد شيطان دشمن قويست فقط يك زمانه كه شيطان در مقابلت ضعيف ميشه يك زمانه و اون زمانيست كه نيرو و قوت عمر و تو وجودت پياده بكني عمري بشي اون موقع است - كه پيامبر چه فرمود : « والذي نفسي به يده » قسم به اون ذاتي كه نفس من محمد در دست اوست « ما لقيد شيطان و دجا الا سر قيد جدك » به خدا قسم عمر من رسول الله قسم ياد ميكنم كه هرگاه شيطان متوجه بشه كه عمر از اين ميلان مياد هفتاد كوچه راهشو دور ميكنه نفس عمري روح عمري قلب عمر تكبير ميگي وقتي عمرو ميگي اين تكبير بايد انقلاب عمري ايجاد كنه بايد عمر فقط شعار ما نباشه ما اهل سنت اهل شعار نيستيم و نباشيم ما نبايد فقط عمر عمر عمر عمر عمر بگيم عمر گونه بايد زندگي بكنيم - حضرت هزيفه صاحب سر پيامبره پيامبر همه اسرار صحابه رو بهش گفته فلاني منافقه فلاني مسلمانه حضرت عمر با اون همه رشادت مياد پيش هزيفه گريه ميكنه ميگه اي هزيفه نگاه كن ببين توليست منافقين اسم عمر نيست - ياد ايامي كه ما فرمان روايان داشتيم بر طريق موج گيري رهنمايان داشتيم عاملان تيز گام و نيك روايان داشتيم گر كنون اسلام به دست ماست اجلالش كجاست فاتحان و كار پردازان فعالش كجاست امروز جواني كه عمري زندگي بكنه نيست امروز جواني كه علي گونه زندگي بكنه نيست حسيني زندگي بكنه نه به معناي شعار به معناي عمل وجود نداره كه همه رزايل و بكشه شيطان و نابود بكنه هوا و نفس وكنترل بكنه و برگرده بياد به سوي خدا و مردانه با عمر بعيت كنه .
اگه دلیل واقعه غدیر فقط این بود که دوست داشتن بود برای چی عمر بن خطاب به امام علی علیه السلام تبریک گفت؟حرفام با سند و مدرکه!حرفی داری؟
احمد بن حنبل و بسيارى از بزرگان اهل سنت داستان بيعت خليفه دوم را اين گونه نقل مىكنند:
حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا عَفَّانُ ثنا حَمَّادُ بن سَلَمَةَ أنا عَلِىُّ بن زَيْدٍ عن عَدِىِّ بن ثَابِتٍ (وأبي هارون العبدي) عَنِ الْبَرَاءِ بن عَازِبٍ قال كنا مع رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم في سَفَرٍ فَنَزَلْنَا بِغَدِيرِ خُمٍّ فنودي فِينَا الصَّلاَةُ جَامِعَةٌ وَكُسِحَ لِرَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم تَحْتَ شَجَرَتَيْنِ فَصَلَّى الظُّهْرَ وَأَخَذَ بِيَدِ علي رضي الله عنه فقال أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ انى أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ من أَنْفُسِهِمْ قالوا بَلَى قال أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ انى أَوْلَى بِكُلِّ مُؤْمِنٍ من نَفْسِهِ قالوا بَلَى قال فَأَخَذَ بِيَدِ عَلِىٍّ فقال من كنت مَوْلاَهُ فعلي مَوْلاَهُ اللهم وَالِ من ولاه وَعَادِ من عَادَاهُ قال فَلَقِيَهُ عُمَرُ بَعْدَ ذلك فقال له هنياء يا بن أبي طَالِبٍ أَصْبَحْتَ وَأَمْسَيْتَ مولى كل مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ.
براء بن عازب مىگويد: در حجة الوداع همراه رسول خدا بوديم، زير درختها را تميز كردند، فرمان اقامه نماز جماعت صادر شد، سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله دست على را گرفت وسمت راستش قرار داد و فرمود: آيا من نسبت به مؤمنان از جان آنان به خودشان برتر نيستم؟ گفتند: آري، فرمود: آيا همسران من مادران شما نيستند؟ گفتند: آري، فرمود: اين على رهبر است و من رهبر او هستم، خداوندا دوست بدار آنكه على را دوست بدارد و دشمن بدار دشمن او را، عمرگفت: مبارك باشد بر تو اى علي، تو اكنون مولا و رهبر من و تمام مؤمنان هستي.
الشيباني، أحمد بن حنبل ابوعبدالله (متوفاي241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج 4، ص 281، ح18502، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر؛
همو: فضائل الصحابة لابن حنبل ج 2، ص 596، 1016 و ج 2، ص 610، ح1042، تحقيق د. وصي الله محمد عباس، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: الأولى، 1403هـ – 1983م؛
إبن أبي شيبة الكوفي، ابوبكر عبد الله بن محمد (متوفاي235 هـ)، الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار، ج 6، ص 372، ح32118، تحقيق: كمال يوسف الحوت، ناشر: مكتبة الرشد - الرياض، الطبعة: الأولى، 1409هـ.؛
الآجري، أبي بكر محمد بن الحسين (متوفاي360هـ، الشريعة، ج 4، ص 2051، تحقيق الدكتور عبد الله بن عمر بن سليمان الدميجي، ناشر: دار الوطن - الرياض / السعودية، الطبعة: الثانية، 1420 هـ - 1999 م.
الشجري الجرجاني، المرشد بالله يحيي بن الحسين بن إسماعيل الحسني (متوفاي499 هـ)، كتاب الأمالي وهي المعروفة بالأمالي الخميسية، ج 1، ص 190، تحقيق: محمد حسن اسماعيل، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان، الطبعة: الأولى، 1422 هـ - 2001م؛
ابن عساكر الدمشقي الشافعي، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله،(متوفاي571هـ)، تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج 42، ص 221، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ناشر: دار الفكر - بيروت – 1995؛
الطبري، ابوجعفر محب الدين أحمد بن عبد الله بن محمد (متوفاي694هـ)، ذخائر العقبى في مناقب ذوي القربى، ج 1، ص 67، ناشر: دار الكتب المصرية – مصر؛
الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاي 748 هـ)، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، ج 3، ص 632، تحقيق د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م؛
ابن كثير الدمشقي، إسماعيل بن عمر ابوالفداء القرشي (متوفاي774هـ)، البداية والنهاية، ج 7، ص 350، ناشر: مكتبة المعارف – بيروت؛
السيوطي، جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاي911هـ)، الحاوي للفتاوي في الفقه وعلوم التفسير والحديث والاصول والنحو والاعراب وسائر الفنون، ج 1، ص 78، تحقيق: عبد اللطيف حسن عبد الرحمن، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1421هـ - 2000م.
ملاعلى هروى بعد از نقل و شرح اين روايت مىگويد:
(رواه أحمد) أي في مسنده، وأقل مرتبته أن يكون حسنا فلا التفات لمن قدح في ثبوت هذا الحديث.
اين روايت را احمد در مسند خود نقل كرده است، كمترين درجه اين حديث اين است كه «حسن» باشد؛ پس سخن كسانى كه به اين روايت ايراد گرفتهاند، ارزش توجه ندارد.
ملا علي القاري، نور الدين أبو الحسن علي بن سلطان محمد الهروي (متوفاي1014هـ)، مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، ج 11، ص 78، تحقيق: جمال عيتاني، ناشر: دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، 1422هـ - 2001م.
بررسي سند روايت:
عفان بن مسلم بن عبد الله الباهلى (219هـ):
از روات صحيح بخاري، مسلم، أبو داود، الترمذي، النسائي، ابن ماجه.
حماد بن سلمة (167هـ):
از روات صحيح بخارى (تعليقا)، مسلم، أبو داود، الترمذي، النسائي، ابن ماجه.
علي بن زيد بن جدعان (131هـ):
از روات صحيح مسلم و بقيه صحاح سته و بخارى در أدب المفرد.
عن عدي بن ثابت (116هـ):
از روات بخاري، مسلم، أبو داود، الترمذي، النسائي، ابن ماجه.
أبي هارون العبدي (134هـ):
از روات بخاري، ترمذي، إبن ماجه.
طبق قواعد رجالى اهل سنت، هر كس كه در صحيح بخارى و مسلم روايتى نقل كرده باشد، وثاقت و عدالتش قطعى است؛ چنانچه ابن حجر عسقلانى در فتح البارى مىنويسد:
وقد نقل بن دقيق العيد عن بن المفضل وكان شيخ والده انه كان يقول فيمن خرج له في الصحيحين هذا جاز القنطرة.
ابن دقيق العيد از ابن مفضل كه استاد پدرش بوده است نقل حديث دارد كه مى گفت: كسى كه در طريق راويان بخارى باشد از پل عبور كرده است.
العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852 هـ)، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج 13، ص 457، تحقيق: محب الدين الخطيب، ناشر: دار المعرفة - بيروت.
و ابن تيميه حرّانى در باره صحيح بخارى و مسلم مىگويد:
ولكن جمهور متون الصحيحين متفق عليها بين أئمة الحديث تلقوها بالقبول وأجمعوا عليها وهم يعلمون علما قطعيا أن النبى قالها.
محتواى صحيح بخارى و مسلم در بين پيشوايان حديث پذيرفته شده و مورد قبول است، و همگان بر اين مطلب اجماع دارند كه به طور قطع و يقين احاديث موجود در اين دو كتاب از رسول خدا است.
الحراني، أحمد بن عبد الحليم بن تيمية أبو العباس (متوفاي728هـ)، قاعدة جليلة في التوسل والوسيلة، ج 1، ص 87، ناشر: المكتب الإسلامي - بيروت تحقيق: زهير الشاويش، 1390هـ – 1970م.
تصحيح الباني:
سند حديث مورد بحث ما همان روايت ابن ماجه قزوينى (از حماد بن سلمه تا براء بن عازب) در باره غدير است كه محمد ناصر البانى در السلسلة الصحيحه، آن را تصحيح كرده است.
رك: ابن ماجه القزويني، محمد بن يزيد (متوفاي275 هـ)، سنن ابن ماجه، ج 1، ص 43، ح116، باب فَضْلِ عَلِيِّ ب
با سلام
چند سوال اینجا به ذهن خطور میکند.
اول چرا باید بعضی از صحابه با علی(ع) که همیشه از اول بعثت حمایت مخصوص رسول الله(ص)را داشته اند،دشمن باشند؟!
شخصیتی که احادیث محکم و غیرقابل خدشه ای از رسول الله(ص)،در مدح ایشان آمده است..کتب اهل سنت وشیعه هم صحه گذاشته اند.
شخصیتی که اگر شمشیر ایشان نبود،اسلام هم نبود..ماجرای جنگ احد..
سوال بعدی که به ذهن میرسد اینست که مگر رسول الله(ص) قبل از واقعه غدیر خم،در طی سالیان،لزوم دوستی و حب علی(ع) را متذکر نشده بودند؟..بارها وبارها..و اگر قرار بر اثر صحبت رسول الله(ص)بود که باید زودتر از اینها متذکر میشدند و اساسا نیازی به جمع کردن جمعیت انبوه مسلمین هم نبود وبا تذکرات جداگانه همانطور که قبلا هم داده بودند،دوستی علی(ع) را متذکر میشدند.
اما اگر اینگونه باشد،چه لزومی داشت،رسول الله(ص)،در آن هوای گرم، و در بین راه،سه شبانه روز مردم را نگه دارند وطی یک خطبه بلند،از لزوم دوستی با علی(ع) صحبت کنند؟
کمی غیرمنطقی به نظر نمیرسد؟!
پاسخ:سلام علیکم, بله اگر زمانی که بعضی از صحابه دشمن حضرت علی باشند و پیامبر بخواهند اگر این ذهنیت بد نسبت به امیرالمومنین رو از بین ببرند معقول است که اینچنین شود و البته هوای گرم نبوده و اواخر زمستان و اوایل بهار صورت گرفته
یه مقدار قصد مباحثه البته در فضای دوستانه را داشتم..
آیا در کتابهای برادران اهل سنت،واقعه "غدیر خم"ذکر شده است؟
پاسخ:سلام علیکم. بله غدیر خم وجود دارد و در انجا حضرت محمد صلی الله علیه و سلم به مردم فرمودند هر که من دوست او هستم علی دوست اوست و ما امیرالمومنین را به خاطر فرمایش رسول الله دوست داریم و هر کس حضرت علی را دوست نداشته باشد اصلا مسلمان نمیدانیم چون خلاف فرمایش رسول الله میباشد و پیامبر هرگز از طرف خودش حرفی نمیزند و هر چه میفرماید سخن خداوند عزوجل است و به خاطر همین دشمن حضرت علی رضی الله عنه دشمن رسول الله است و دشمن رسول الله بدون شک مسلمان نیست و کافر است.